معنی ۱neutral · 90%
کسی که قانوناً حق دریافت دارایی یا عنوان فرد دیگری را پس از مرگ او دارد
مثالهای طبیعی
Her son is the sole heir to the estate.
پسر او تنها وارث ترکه است.
The young prince became heir to the throne.
شاهزادهٔ جوان ولیعهد شد.
Three heirs divided the property after the funeral.
سه وارث پس از مراسم خاکسپاری اموال را تقسیم کردند.
نکتهٔ کاربردی
از heir to + property، fortune، estate یا throne استفاده کنید. heir برای هر جنسیتی به کار میرود.
