معنی ۱neutral · 88%
زنی که طبق قانون حق دارد دارایی، پول یا عنوانی را به ارث ببرد.
مثالهای طبیعی
The heiress inherited her grandmother’s country house.
آن زن وارث، خانهٔ روستایی مادربزرگش را به ارث برد.
An heiress to the fortune opened a charity.
زنی که وارث آن ثروت بود، مؤسسهای خیریه تأسیس کرد.
Two heiresses divided the land between them.
دو زن وارث، زمین را میان خود تقسیم کردند.
نکتهٔ کاربردی
Heir برای هر جنسیتی به کار میرود. به علت تلفظ نشدن h در heiress، باید گفت an heiress.
