فاقد فردی که حق قانونی یا پذیرفتهشدهٔ بهارثبردن عنوان خانوادگی، مقام یا دارایی را داشته باشد.
مثالهای طبیعی
The heirless king faced a crisis of succession.
پادشاهِ بیوارث با بحران جانشینی روبهرو شد.
The land passed to distant relatives when its owner died heirless.
وقتی صاحب زمین بدون وارث از دنیا رفت، زمین به خویشاوندان دور رسید.
Their fortune remained heirless despite several attempts to find relatives.
با وجود تلاشهای متعدد برای پیداکردن خویشاوندان، ثروت آنها همچنان بیوارث ماند.
نکتهٔ کاربردی
heirless لزوماً به معنای بیفرزند نیست؛ وارث ممکن است فرزند شخص نباشد.
