معنی ۱neutral · 90%
وسیلهٔ نقلیهٔ هوایی که با تیغههای چرخان بزرگ در بالای بدنه پرواز میکند
مثالهای طبیعی
A helicopter rescued the injured climber.
یک بالگرد کوهنورد آسیبدیده را نجات داد.
They reached the island by helicopter.
آنها با بالگرد به جزیره رسیدند.
Two helicopters flew over the city.
دو بالگرد بر فراز شهر پرواز کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان وسیلهٔ حملونقل از `by helicopter` بدون حرف تعریف استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— بالگردی برای عملیات نجات

