معنی ۱neutral · 88%
مقدار غذایی که در یک نوبت برای یک نفر سرو میشود
مثالهای طبیعی
Could I have another helping of soup?
میشود یک پرس دیگر سوپ به من بدهید؟
She served generous helpings of pasta.
او پرسهای بزرگی از پاستا کشید.
One helping of rice was enough for me.
یک پرس برنج برای من کافی بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی نوع غذا را میگویید، پس از helping از of استفاده کنید: a helping of soup.
ترکیبهای رایج
— یک وعده یا پرس از غذای مشخص
