ناتوان از مراقبت یا محافظت از خود بدون کمک دیگران.
مثالهای طبیعی
The abandoned kitten was completely helpless.
بچهگربهٔ رهاشده کاملاً بیدفاع بود.
A helpless patient needs immediate assistance.
بیمار ناتوان فوراً به کمک نیاز دارد.
He lay helpless after the fall.
بعد از سقوط، ناتوان روی زمین افتاده بود.
نکتهٔ کاربردی
helpless یعنی کسی به کمک نیاز دارد، نه اینکه لزوماً تمایلی به عمل کردن ندارد.
