رنگی گیاهی به رنگ قهوهای مایل به قرمز که برای رنگکردن پوست یا مو به کار میرود.
مثالهای طبیعی
She uses henna to colour her hair.
او برای رنگکردن موهایش از حنا استفاده میکند.
The artist painted delicate patterns with henna.
هنرمند با حنا نقشهای ظریفی کشید.
Pure henna leaves a reddish stain on skin.
حنای خالص روی پوست لکهای سرخفام باقی میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
برای مادهٔ رنگی معمولاً some henna یا henna paste میگویند، نه a henna.
