معنی ۱neutral · 90%
کسی که از گروهی حیوان، بهویژه دامها، مراقبت میکند و آنها را هدایت میکند
مثالهای طبیعی
The herder led his goats toward fresh grass.
گلهدار بزهایش را به سمت علف تازه برد.
Local herders move their cattle between pastures.
گلهداران محلی گاوها را میان چراگاهها جابهجا میکنند.
A sheep herder checked the flock before sunrise.
چوپان پیش از طلوع آفتاب گله را بررسی کرد.
نکتهٔ کاربردی
herd میتواند گلهٔ حیوانات یا فعل هدایت آنها باشد؛ herder شخص انجامدهندهٔ این کار است.
