دارایی یا حقی که از نظر قانونی امکان انتقال آن به وارث وجود دارد.
مثالهای طبیعی
The lawyer confirmed that the property was heritable.
وکیل تأیید کرد که آن ملک قابل به ارث رسیدن است.
Some shares are heritable under the agreement.
طبق قرارداد، برخی از سهامها قابل انتقال به وارث هستند.
The document lists several heritable rights.
این سند چند حق قابل انتقال از راه ارث را فهرست کرده است.
نکتهٔ کاربردی
در حقوق، heritable به امکان انتقال مال یا حق از راه ارث اشاره دارد؛ inherited برای چیزی است که بالفعل به ارث رسیده است.
