معنی ۱neutral · 95%
شخصی که بهخاطر شجاعت یا انجام کاری بسیار خوب مورد تحسین قرار میگیرد
مثالهای طبیعی
The firefighter became a local hero after the rescue.
آتشنشان پس از عملیات نجات به یک قهرمان محلی تبدیل شد.
My grandfather has always been my hero.
پدربزرگم همیشه قهرمان من بوده است.
The town honoured several local heroes.
شهر از چند قهرمان محلی تقدیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Hero کسی را توصیف میکند که بهخاطر شجاعت، یک دستاورد یا کمک به دیگران تحسین میشود.

