معنی ۱neutral · 86%
کند یا مردد در تصمیمگیری یا اقدام، به دلیل تردید یا عدم اطمینان.
مثالهای طبیعی
She was hesitant to accept the offer.
او برای پذیرفتن آن پیشنهاد مردد بود.
Buyers seem hesitant about paying in advance.
به نظر میرسد خریداران برای پرداخت پیشاپیش تردید دارند.
His hesitant reply worried the manager.
پاسخ همراه با تردید او مدیر را نگران کرد.
نکتهٔ کاربردی
از hesitant to + verb یا hesitant about + noun/-ing استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— در موافقتکردن مردد بودن
