معنی ۱formal · 90%
تشکیلشده از افراد یا چیزهایی با انواع و ویژگیهای متفاوت.
مثالهای طبیعی
Our seminar attracts a heterogeneous group of students.
سمینار ما گروه متنوعی از دانشجویان را جذب میکند.
The district remains socially heterogeneous.
این منطقه از نظر بافت اجتماعی همچنان ناهمگن است.
Their needs are more heterogeneous than we expected.
نیازهای آنها از آنچه انتظار داشتیم متنوعتر است.
نکتهٔ کاربردی
Heterogeneous به تنوع اعضای یک مجموعه اشاره دارد؛ متضاد آن homogeneous به معنی همگن است.
