استفاده از میانبُرهای عملی و تجربه برای یافتن راهحلی قابل قبول، بدون تضمین بهترین نتیجه.
مثالهای طبیعی
The team adopted a heuristic method for sorting requests.
تیم برای مرتبسازی درخواستها روشی اکتشافی در پیش گرفت.
Her approach was heuristic rather than strictly formulaic.
رویکرد او بیشتر بر راهکارهای تجربی استوار بود تا فرمولهای دقیق.
A heuristic rule helped us choose a reasonable route.
یک قاعدهٔ اکتشافی کمک کرد مسیر مناسبی انتخاب کنیم.
نکتهٔ کاربردی
روش heuristic ممکن است خیلی سریع پاسخ خوبی بدهد، اما اثبات نمیکند که آن پاسخ بهینه است.
