قرارگرفته یا نگهداریشده در جایی که بهراحتی دیده یا پیدا نمیشود
مثالهای طبیعی
The spare key was hidden behind a loose brick.
کلید یدکی پشت یک آجر لق پنهان شده بود.
Players searched for hidden objects throughout the room.
بازیکنان در سراسر اتاق به دنبال اشیای پنهان گشتند.
A hidden compartment under the seat held the documents.
یک محفظهٔ مخفی زیر صندلی مدارک را در خود جای داده بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی چیزی را توصیف میکند که از نظر فیزیکی از دید پنهان است یا پیدا کردنش دشوار است.
