داشتن فاصلهٔ زیاد از پایین تا بالا.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بلند
Deutsch
hoch
Հայերեն
բարձր
bardzr
مثالهای طبیعی
I cannot reach the high shelf.
نمیتوانم به قفسهٔ بلند دست برسم.
The mountain is high.
کوه بلند است.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /haɪ/آمریکایی: /haɪ/
واژهٔ high یک هجا دارد و تکیه روی همان هجا است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
بلند
Deutsch
hoch
Հայերեն
բարձր
bardzr
I cannot reach the high shelf.
نمیتوانم به قفسهٔ بلند دست برسم.
The mountain is high.
کوه بلند است.
The wall is two metres high.
ارتفاع دیوار دو متر است.
از high برای فاصلهٔ عمودی، موقعیت بالا یا سطحهای بالا استفاده کنید. برای قد افراد و بسیاری از اشیای باریک و بلند از tall استفاده کنید.
My brother is high.
My brother is tall.
high معمولاً برای ارتفاع یا موقعیت استفاده میشود، نه قد معمول افراد.
از high وقتی استفاده کنید که چیزی به سمت بالا امتداد دارد یا در سطح بالایی قرار دارد. برای افراد، معمولاً tall طبیعیتر است.
کدام جمله از high بهدرستی استفاده میکند؟