معنی ۱formal · 85%
زادهٔ خانوادهای که بهطور سنتی جایگاه اجتماعی بالایی دارد، بهویژه خانوادهٔ اشرافی.
مثالهای طبیعی
A highborn prince refused to surrender his title.
شاهزادهٔ بلندتبار حاضر نشد از عنوان خود دست بکشد.
Though highborn, the governess lived in poverty.
معلم سرخانه با وجود تبار اشرافیاش، در فقر زندگی میکرد.
The marriage crossed the divide between highborn and common families.
این ازدواج فاصلهٔ میان خانوادههای اشرافتبار و معمولی را درنوردید.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در متنهای ادبی یا تاریخی و همچنین داستانهای فانتزی معاصر دیده میشود.
