معنی ۱neutral · 90%
جادهای اصلی که برای سفر سریع میان شهرها، شهرکها یا مناطق طراحی شده است
مثالهای طبیعی
We stayed on the highway until the next exit.
تا خروجی بعدی در بزرگراه ماندیم.
A serious accident blocked the highway for two hours.
یک تصادف جدی بزرگراه را برای دو ساعت مسدود کرد.
New highways have reduced travel times between the cities.
بزرگراههای جدید زمان سفر میان شهرها را کاهش دادهاند.
نکتهٔ کاربردی
`Highway` بهویژه در انگلیسی آمریکای شمالی رایج است؛ در انگلیسی بریتانیایی بسته به نوع جاده، `road`، `main road` یا `motorway` بیشتر به کار میرود.

