معنی ۱neutral · 90%
خودِ یک مرد یا پسر، وقتی فاعل و مفعول یک نفرند
مثالهای طبیعی
He cut himself cooking.
او هنگام آشپزی دست خودش را برید.
Omar introduced himself politely.
عمر مؤدبانه خودش را معرفی کرد.
He fixed the bike himself.
او خودش دوچرخه را تعمیر کرد.
نکتهٔ کاربردی
himself ضمیر انعکاسی سومشخص مفرد مذکر است و به he یا نام یک مرد یا پسر برمیگردد.
