معنی ۱neutral · 86%
وصلشده به لولا، بهطوریکه بتواند با چرخیدن باز یا بسته شود.
مثالهای طبیعی
The box has a hinged lid.
جعبه درِ لولاداری دارد.
The access panel is hinged at the top.
صفحهٔ دسترسی از بالا لولا شده است.
Visitors entered through a heavy hinged door.
بازدیدکنندگان از درِ سنگین لولاداری وارد شدند.
نکتهٔ کاربردی
hinged وقتی ساختار جسم را توصیف کند صفت است؛ hinged on میتواند ساخت فعلی به معنی «وابسته بود به» باشد.
ترکیبهای رایج
— دری که با چرخیدن روی لولا باز میشود
