پیشنهاد غیرمستقیم یا اطلاعات اندکی که به کسی کمک میکند چیزی را بفهمد یا کشف کند
مثالهای طبیعی
The teacher gave us a hint about the final clue.
معلم دربارهٔ سرنخ نهایی به ما راهنمایی کوچکی داد.
I took her hint and changed the subject.
من منظور اشارهٔ او را فهمیدم و موضوع را عوض کردم.
The email contained no hint of who sent it.
ایمیل هیچ سرنخی دربارهٔ فرستنده نداشت.
نکتهٔ کاربردی
یک `hint` چیزی را غیرمستقیم منتقل میکند، نه اینکه آن را کاملاً بیان کند.
