معنی ۱neutral · 90%
ناحیه یا مفصل کنار بدن، جایی که پا به بدن متصل میشود
مثالهای طبیعی
She injured her hip during a fall.
او هنگام افتادن به لگنش آسیب زد.
Keep your hips level while you lift the leg.
هنگام بالا آوردن پا، لگنهایت را همسطح نگه دار.
The surgeon examined his hip before the operation.
جراح پیش از عمل مفصل ران او را معاینه کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Hip` میتواند بهطور کلی به ناحیهٔ کنار بدن یا به مفصل داخل آن اشاره کند.
ترکیبهای رایج
— مفصلی که قسمت بالایی پا را به بدن متصل میکند

