صدایی کشیده و تیز شبیه «سسس» که از هوا، جانور یا انسان ایجاد میشود.
مثالهای طبیعی
A loud hiss came from the snake.
صدای فِشفِش بلندی از مار بلند شد.
We heard the hiss of escaping steam.
صدای فِشفِش بخاری را که بیرون میزد شنیدیم.
Several hisses interrupted the actor’s speech.
چند صدای هیس سخنرانی بازیگر را قطع کرد.
نکتهٔ کاربردی
این اسم میتواند صدای گاز در حال خروج، جانور یا انسان باشد؛ فعل آن to hiss است.
