کسی که بهصورت حرفهای یا جدی گذشته را مطالعه میکند و دربارهٔ آن مینویسد
مثالهای طبیعی
The historian specializes in twentieth-century European politics.
این تاریخدان در سیاست اروپای قرن بیستم تخصص دارد.
A historian explained why the city expanded so quickly.
یک تاریخدان توضیح داد که چرا شهر با چنین سرعتی گسترش یافت.
Historians compared letters from several different archives.
تاریخدانان نامههایی از چند آرشیو مختلف را با هم مقایسه کردند.
نکتهٔ کاربردی
تاریخدان تاریخ را مطالعه میکند یا مینویسد؛ این واژه صرفاً به کسی که گذشته را به یاد میآورد گفته نمیشود.

