معنی ۱neutral · 86%
خوک، بهویژه خوک بزرگی که در مزرعه پرورش مییابد.
مثالهای طبیعی
A large hog stood beside the fence.
یک خوک بزرگ کنار حصار ایستاده بود.
The farmer keeps twenty hogs.
کشاورز بیست خوک نگه میدارد.
Feed the hog before cleaning its pen.
پیش از تمیزکردن آغلش به خوک غذا بده.
نکتهٔ کاربردی
hog بهویژه در انگلیسی آمریکایی و زمینهٔ دامداری رایج است؛ pig واژهٔ عمومیتر است.
ترکیبهای رایج
— خوک وحشی
