معنی ۱neutral · 95%
چیزی را در دست داشتن یا در موقعیتی مشخص نگه داشتن.
مثالهای طبیعی
Hold the cup carefully.
فنجان را با دقت نگه دار.
Please hold this bag for me.
لطفاً این کیف را برای من نگه دار.
Hold my hand tightly.
دستم را محکم بگیر.
نکتهٔ کاربردی
وقتی یک شیء یا دست شخصی را در موقعیت مشخصی نگه میداری از hold استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— دست کسی را گرفتن و نگه داشتن

