معنی ۱neutral · 90%
جایی که یک فرد در آن زندگی میکند.
مثالهای طبیعی
My home is near the park.
خانهٔ من نزدیک پارک است.
They bought a new home last year.
آنها سال گذشته خانهٔ جدیدی خریدند.
This apartment is our first home.
این آپارتمان اولین خانهٔ ماست.
نکتهٔ کاربردی
home بر مکانی تأکید دارد که در آن زندگی میکنی و به آن احساس تعلق داری؛ این مکان لزوماً نباید یک house باشد.
ترکیبهای رایج
— خانهای که یک خانواده در آن زندگی میکند

