معنی ۱neutral · 80%
ساده اما راحت و مهماننواز، بهویژه در انگلیسی بریتانیایی
مثالهای طبیعی
The cottage had a homely atmosphere.
کلبه فضایی گرم و صمیمی داشت.
She preferred the café's homely interior.
او فضای داخلی دنج کافه را ترجیح میداد.
A homely kitchen made visitors feel welcome.
آشپزخانهای دنج باعث شد مهمانان احساس راحتی کنند.
نکتهٔ کاربردی
homely در بریتانیایی دنج و مهماننواز است، اما در آمریکایی ممکن است ساده یا نهچندان جذاب معنا دهد.
