معنی ۱neutral · 88%
تهیه یا ساختهشده در خانه، نه خریداریشده بهصورت آماده
مثالهای طبیعی
We brought homemade cookies to the picnic.
برای گردش، شیرینیهای خانگی آوردیم.
This soup is homemade, not from a tin.
این سوپ خانگی است، نه کنسروی.
Her father sells homemade jam at the market.
پدرش مربای خانگی در بازار میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
Homemade بر تهیهشدن در خانه تأکید دارد؛ handmade بر ساختهشدن با دست.
ترکیبهای رایج
— نانی که در خانه پخته شده است
