معنی ۱formal · 85%
دارای نام یکسان با شخص، مکان یا چیزِ دیگری که هویتی مستقل دارد.
مثالهای طبیعی
Two homonymous villages appeared on the regional map.
دو روستای همنام در نقشهٔ منطقه دیده میشدند.
The company is homonymous with an unrelated charity.
نام این شرکت با نام یک مؤسسهٔ خیریهٔ نامرتبط یکسان است.
Editors carefully separated homonymous authors in the index.
ویراستاران نویسندگان همنام را با دقت در نمایه از یکدیگر جدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
واژهای رسمی در بحثهای نامگذاری و توصیف زبانشناختی است.
