معنی ۱neutral · 85%
دارای سوراخها یا فضاهای خالی کوچک و فراوان بودن.
مثالهای طبیعی
The limestone was honeycombed with narrow caves.
سنگ آهک پر از غارهای باریک و توخالی بود.
Inspectors found a honeycombed section inside the wall.
بازرسان بخشی پر از حفره را درون دیوار پیدا کردند.
Waves left the cliff honeycombed with cavities.
بر اثر برخورد موجها، صخره پر از حفرههای کوچک شده بود.
نکتهٔ کاربردی
ترکیب honeycombed with برای توصیف سنگ، دیوار، خاک یا مواد دیگری که حفرههای فراوان دارند رایج است.
