شیرین، دلنشین و چاپلوسانه به گوش رسیدن؛ گاهی بهشکلی غیرصادقانه.
مثالهای طبیعی
The candidate offered honeyed promises before the election.
نامزد انتخابات پیش از رأیگیری وعدههای شیرین و فریبنده داد.
Her honeyed voice failed to calm the angry client.
صدای نرم و دلنشین او نتوانست مشتری عصبانی را آرام کند.
His words sounded honeyed but strangely threatening.
حرفهایش شیرین و دلنشین بود، اما بهشکلی عجیب تهدیدآمیز به گوش میرسید.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد گاهی ادبی و انتقادی است؛ گفتار honeyed ممکن است تظاهر و عدم صداقت را پنهان کند.
