معنی ۱neutral · 85%
پرشی کوتاه، بهویژه پرشی که با یک پا انجام میشود.
مثالهای طبیعی
The game begins with one hop on your left foot.
بازی با یک بار پریدن روی پای چپ شروع میشود.
With a quick hop, he reached the next stone.
او با یک جست سریع به سنگ بعدی رسید.
Try three hops before you change legs.
پیش از عوض کردن پاها، سه بار لیلی کن.
نکتهٔ کاربردی
Hop در a hop یا several hops اسم است؛ در She can hop بهعنوان فعل به کار میرود.
ترکیبهای رایج
— پرشی که فقط با یک پا انجام میشود
