به شکلی امیدوارانه، بهگونهای که نشان دهد کسی انتظار نتیجهٔ خوبی دارد
مثالهای طبیعی
She smiled hopefully as the manager checked her application.
وقتی مدیر درخواستش را بررسی میکرد، او امیدوارانه لبخند زد.
The fans looked hopefully toward the scoreboard.
هواداران امیدوارانه به تابلوی امتیازات نگاه کردند.
He waited hopefully for better news from the doctor.
او امیدوارانه منتظر خبرهای بهتر از پزشک ماند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی، `hopefully` چگونگی رفتار یا نگاه کردن کسی را توصیف میکند.
