معنی ۱neutral · 86%
مادهای شیمیایی که در بدن ساخته میشود و پیامهایی برای تنظیم کارکردهای بدن میفرستد.
مثالهای طبیعی
Insulin is a hormone that helps control blood sugar.
انسولین هورمونی است که به تنظیم قند خون کمک میکند.
The doctor checked her hormone levels.
پزشک سطح هورمونهای او را بررسی کرد.
Hormones influence sleep, appetite, and growth.
هورمونها بر خواب، اشتها و رشد تأثیر میگذارند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی از یک مادهٔ شیمیایی مشخص سخن میگوییم، hormone قابلشمارش است؛ hormone levels به مقدار اندازهگیریشدهٔ هورمونها اشاره میکند.
