معنی ۱informal · 88%
بسیار ناخوشایند، بد یا ناراحتکننده
مثالهای طبیعی
We had a horrid dinner at the airport.
در فرودگاه شام افتضاحی خوردیم.
The weather was horrid throughout our trip.
تمام سفر هوا افتضاح بود.
He made a horrid remark about her accent.
او دربارهٔ لهجهٔ آن زن حرف ناخوشایندی زد.
نکتهٔ کاربردی
horrid اغلب یعنی بسیار بد و ممکن است بهویژه بریتانیایی یا کمی قدیمی به نظر برسد. horrible در سطح بینالمللی رایجتر است و این واژهها لزوماً به ترس واقعی اشاره ندارند.
