معنی ۱neutral · 89%
احساس شدید ترس، شوک یا انزجار
مثالهای طبیعی
She watched in horror as the car rolled backwards.
او با وحشت تماشا کرد که خودرو به عقب حرکت میکرد.
He stared at the damage with horror.
او با وحشت به خسارت خیره شد.
To my horror, the door was unlocked.
با وحشت متوجه شدم که در قفل نبود.
نکتهٔ کاربردی
`Horror` وقتی به احساس اشاره دارد، معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— در حالی که فرد وحشت یا شوک شدیدی دارد

