معنی ۱neutral · 85%
لولهای بلند و انعطافپذیر برای انتقال آب یا مایعات دیگر.
مثالهای طبیعی
Please connect the hose to the tap.
لطفاً شلنگ را به شیر آب وصل کن.
He used a hose to wash the muddy car.
او با شلنگ ماشین گِلی را شست.
The hose has a hole near its end.
نزدیک انتهای شلنگ سوراخی وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
جمع hose برابر hoses است. در انگلیسی بریتانیایی، hosepipe نام رایج دیگری برای شلنگ باغبانی است.
ترکیبهای رایج
— شلنگ انعطافپذیر برای آبیاری بیرون از ساختمان
