با احساسات شدید یا مخالفتی جدی و پرحرارت.
مثالهای طبیعی
Residents hotly debated the proposed road expansion.
ساکنان دربارهٔ طرح گسترش جاده بهشدت بحث کردند.
The official hotly denied the allegations.
آن مقام مسئول اتهامها را با قاطعیت تمام رد کرد.
Both researchers argued hotly over the results.
هر دو پژوهشگر دربارهٔ نتایج با حرارت و تندی بحث کردند.
نکتهٔ کاربردی
Hotly معمولاً شدت واکنش، اختلاف یا رقابت را بیان میکند، نه دمای فیزیکی را.
