معنی ۱neutral · 87%
سگی از نژادهای سنتیِ شکار که اغلب میتواند بو را دنبال کند
مثالهای طبیعی
A brown hound followed the trail through the grass.
یک سگ شکاری قهوهای رد را از میان علفها دنبال کرد.
The hounds barked when their trainer arrived.
وقتی مربیشان رسید، سگهای شکاری پارس کردند.
A hound can follow a scent for a long distance.
یک سگ شکاری میتواند بویی را تا مسافتی طولانی دنبال کند.
نکتهٔ کاربردی
Hound در نقش اسم نوعی سگ است؛ در نقش فعل به دنبال کسی افتادن یا مدام مزاحم او شدن معنی میدهد.
