زنی که کار اصلیاش ادارهٔ خانه و رسیدگی به امور خانواده است.
مثالهای طبیعی
My aunt describes herself as a housewife.
عمهام خودش را خانهدار معرفی میکند.
Several housewives also volunteer at the library.
چند زن خانهدار در کتابخانه هم داوطلبانه کار میکنند.
She was a housewife before starting her own business.
او پیش از راهاندازی کسبوکار خودش خانهدار بود.
نکتهٔ کاربردی
housewife بهطور مشخص برای زنان به کار میرود؛ homemaker فراگیرتر است. نباید تصور کرد که هر زن خانهداری بیرون از خانه فعالیت یا درآمدی ندارد.
