فریاد یا صدایی بلند و کشیده که حیوان یا انسان درمیآورد.
مثالهای طبیعی
A distant howl broke the silence after midnight.
بعد از نیمهشب زوزهای از دور سکوت را شکست.
The dog gave a howl when its owner left.
وقتی صاحب سگ رفت، سگ زوزه کشید.
Terrifying howls echoed from the dark tunnel.
زوزههای وحشتناکی از تونل تاریک میپیچید.
نکتهٔ کاربردی
انسان هم ممکن است از درد، عصبانیت یا خنده howl سر دهد.
