معنی ۱neutral · 90%
مربوط به حفاظت از رفاه مردم و کاهش رنج، بهویژه در بحرانها
مثالهای طبیعی
Humanitarian agencies delivered food after the floods.
سازمانهای بشردوستانه پس از سیل مواد غذایی توزیع کردند.
The government cited humanitarian reasons for allowing entry.
دولت برای اجازهٔ ورود، به دلایل بشردوستانه استناد کرد.
The conflict has created a major humanitarian crisis.
این درگیری یک بحران بزرگ انسانی ایجاد کرده است.
نکتهٔ کاربردی
`Humanitarian` بر رفاه انسان و کاهش رنج تمرکز دارد، نه صرفاً امور خیریهٔ معمول.
