خود را مهمتر از دیگران ندانستن و چنین رفتاری نداشتن
مثالهای طبیعی
Despite the praise, she remained humble throughout the ceremony.
با وجود تحسینها، او در تمام مراسم متواضع ماند.
A humble leader listens before making major decisions.
یک رهبر متواضع پیش از تصمیمهای بزرگ گوش میدهد.
Success made him humbler rather than more arrogant.
موفقیت او را فروتنتر کرد، نه مغرورتر.
نکتهٔ کاربردی
وقتی `humble` به فروتنی اشاره دارد، معمولاً مثبت است و به معنی ضعف نیست.
