باعث احساس شرمندگی یا خجالت شدید در کسی شدن، بهویژه در حضور دیگران.
مثالهای طبیعی
The coach humiliated the player in front of everyone.
مربی در حضور همه بازیکن را تحقیر کرد.
Nobody deserves to be humiliated at work.
هیچکس سزاوار تحقیرشدن در محل کار نیست.
His classmates tried to humiliate him online.
همکلاسیهایش سعی کردند او را در فضای مجازی تحقیر کنند.
نکتهٔ کاربردی
یک رفتار، شخص را humiliate میکند و فرد احساس humiliated دارد. تجربه یا رویدادِ تحقیرکننده humiliating است.
