معنی ۱neutral · 90%
نیاز داشتن یا میل داشتن به غذا
مثالهای طبیعی
I am hungry now.
من الان گرسنه هستم.
She feels hungry after work.
او بعد از کار احساس گرسنگی میکند.
He looks hungry today.
او امروز گرسنه به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
hungry معمولاً بعد از فعلهایی مانند be، feel یا look استفاده میشود. معمولاً آن را مستقیماً قبل از اسم قرار نمیدهیم.
ترکیبهای رایج
— احساس نیاز به غذا داشتن

