شکار؛ شکارگری.
مثالهای طبیعی
Hunting is restricted in this national park.
شکار در این پارک ملی محدود شده است.
They discussed the effects of hunting on wildlife.
آنها دربارهٔ تأثیر شکار بر حیاتوحش گفتوگو کردند.
He gave up hunting several years ago.
او چند سال پیش شکار را کنار گذاشت.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «wildlife hunting»، «hunting» در معنای «شکار» بهکار رفته است. در جمله به مفرد، جمع یا غیرقابلشمارش بودن اسم توجه کنید.
