مانعی که دونده باید هنگام مسابقه از روی آن بپرد.
مثالهای طبیعی
She cleared the first hurdle without slowing down.
او بدون کمکردن سرعت از اولین مانع پرید.
Ten hurdles stood along the running track.
ده مانع در امتداد پیست دو قرار داشت.
Place each hurdle at the correct distance.
هر مانع را در فاصلهٔ درست قرار دهید.
نکتهٔ کاربردی
به این رشتهٔ ورزشی اغلب the hurdles گفته میشود و ورزشکاران در زبان انگلیسی run hurdles میکنند.
