معنی ۱neutral · 87%
مخصوص تزریق دارو از راه پوست به بافت زیر آن.
مثالهای طبیعی
The nurse opened a sterile hypodermic needle.
پرستار یک سوزن تزریق زیرپوستی استریل را از بستهبندی بیرون آورد.
Students learned how a hypodermic injection works.
دانشجویان یاد گرفتند تزریق زیرپوستی چگونه انجام میشود.
The hospital ordered new hypodermic syringes.
بیمارستان سرنگهای تزریق زیرپوستی جدید سفارش داد.
نکتهٔ کاربردی
این صفت معمولاً سوزن، سرنگ یا نوع تزریق را توصیف میکند و به هر درمانی که به پوست مربوط باشد اطلاق نمیشود.
