دارای امکان شناسایی یا تشخیص هویت.
مثالهای طبیعی
The cyclist was identifiable in the video.
دوچرخهسوار در ویدئو قابلشناسایی بود.
Remove identifiable details before sharing the report.
پیش از بهاشتراکگذاشتن گزارش، جزئیات قابلشناسایی را حذف کنید.
Each suitcase had an easily identifiable label.
روی هر چمدان برچسبی بود که بهآسانی میشد آن را تشخیص داد.
نکتهٔ کاربردی
identifiable به این معنا نیست که هویت از پیش مشخص شده؛ یعنی امکان شناسایی وجود دارد.
