چیزی را مشتعل کردن یا شروع به سوختن کردن.
مثالهای طبیعی
A single spark ignited the dry grass.
یک جرقه علفهای خشک را آتش زد.
The fuel failed to ignite in cold weather.
سوخت در هوای سرد مشتعل نشد.
Never ignite gas near an open container.
هرگز نزدیک ظرفی روباز گاز را مشتعل نکنید.
نکتهٔ کاربردی
ignite میتواند سوختنِ خودِ ماده را بیان کند یا روشنکردن آن به دست عاملی دیگر را؛ وجود مفعول این تفاوت را نشان میدهد.
